محمد مهريار
310
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
در هر دو زنها را مىبينيم كه با چادر مشكى يا چادرنماز چيت در رفت و آمدند و از چادرشب كهن خبرى نيست . مردان را نيز در جامههاى كموبيش فرنگى مىيابيم و البته بايد صورتهاى كهن زندگانى واپسزده شده باشد . آنچه ما در صدد بيان آن هستيم دربارهء هر دو واژهء نام اين دو ديه است . بىشك « جوز » همان معرب « گوز » است كه در فرهنگها ياد شده و به معناى « گردو » است و جوزدان يا جوزان آنجاست كه با « گردكان » نسبت دارد ، « جوز » و يا آنكه « گردكان » بسيار دارد . پس واژه به هر دو صورت از دو جزء « جوز » به معنى « گردكان » و « دان » يا « ان » تركيب يافته است و ما مىدانيم كه اينگونه نامگذارى يعنى نسبت دادن محل به نام خوردنىها يكى از شيوههاى رايج نامگذارى بوده است ، به شرحى كه تفسير آن در مقدمهء كتاب گذشت . در همينجا بگوييم كه با اين نام يعنى « جوز » معرب « گوز » به معنى « گردو » و « گردكان » در اطراف ايران امكنهء بسيار نامبردار است . چنان كه جوزان ( بروجرد ، سيرجان ، قوچان ، ملاير ، بيرجند ) و جوزجان ( داراب ، فردوس ) « 1 » و يك جوزان در شمال غربى شهر اصفهان و در جزء بلوك ماربين داريم كه اينك محلهاى از شهر اصفهان شده است . واژهشناسى : برحسب منابع قديم و از جمله حافظ ابو نعيم از پانزده قريهاى كه صحراى آنها در هنگام توسعهء يهوديه به هم پيوسته و اصفهان را تشكيل داده است ، يكى هم جوزدان است و نظر به اينكه جوزدان امروز محلتى است در اصفهان شناخته شده مىتوان حدود اصفهان كه از توسعهء يهوديه حاصل شده است را به خوبى بهدست آورد چونكه جوزدان در شمال غربى و لنبان در جنوب آن واقع شده است و هر دو اينك جزو شهر اصفهان است . اين نامواژه از دو جزء « جوز + ان » تركيب شده و « جوز » معرف « گوز » به معنى گردو است و « دان » علامت محل يعنى جايىكه گردو دارد . جوشان Jow n جوشان ديهى است از دهستان گركن لنجان . ديه بزرگى نيست و در سال 1355 ( سال
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 167 .